جیگرم
تا رسیدم خونه پرستارش گفت بیداره تو تخت دراز کشیده. منم هی داد کشیدم و گفتم باربد باربد، که از تو اتاق داد کشید جیگرم. رفتم تو اتاق دیدم دراز کشیده داره موز میخوره، دستشو باز کرد که بغلم کنه کلی ذوق کردم و داد کشیدم.
راستی از امروز یه نوحه ترکی یاد گرفته «محرم گلدیه قان گله جوشه» یعنی تو محرم خون به جوش میاد. بهش گفت مامان بقیه شو بخون. گفت بلد نیستم. تو راه که داشتیم میرفتیم هایپر با همون آهنگ مصرع اول گفت: بلد نیستم مامان لعیا. انقد فشارش دادم از ذوقم که داشت له می شد.
بابایی معتقده پسرم طبع شعر داره.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


جیگرم
