باربدباربد، تا این لحظه: 18 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

باربدي آقا

بي وفا

1389/12/17 13:37
نویسنده : لعيا خاني
197 بازدید
اشتراک گذاری

ديروز اصلاً حالم خوب نبود ولي خدا رو شكر خبر خوب شنيدم. خدا رو شكر.
بعد از ظهر داشتيم بازي مي كرديم. غافل شدم رفت سراغه كيفم و مثل هميشه آدامس مي خواست. بهش گفتم آدامس براي آدم بزرگا هستش. بعد گفت مامان يه كوچولو. كه بهش يه ذره آدامس دادم. كيفم رو داشت مي گشت كه يه تكه كاغذ پيدا كرد كه براي تبريك تولد امام زمان (عج) بود. يادمه نيمه شعبان توي تنديس بوديم بهمون دادن. خلاصه به زور ازم گرفت. گفتم خب مامان حالا كه گرفتي بايد روشو بخوني چي نوشته. با پر رويي گفت اينجا نوشته بچه ها كار بد بكنند. بعد كاغذ رو برگردوند و گفت اينجا نوشته بچه ها آدامس بخورن. پسرم كلي خوندنش خوب شده.  

شب توي آشپزخونه دو تايي آشپزي مي‌كرديم كه كورن فلكس خواست و بهش دادم كه براي چيستا خانم غذا درست كنه. كورن فلكس مي ريخت توي سير له كن و فشار مي داد و ميگفت اينا به به كوچولوهاست. براي چيستا خانمه. كه چند دقيقه بعد باباش زنگ زد. مثل هر شب بهش گفتم بدو بدو بابايي اومد. (هميشه مي دوييد و داد مي زد پيماني اومد با ذوق فراوون). با خونسردي گفت: نه دارم براي چيستا خانم غذا درست ميكنم. درو باز كردم و پيمان اومد خونه. گفت باربد بدو بيا بغلم. نرفت. و باز هم تكرار كردم دارم .... .گفتم پيمان ببين از الان بابا يادش رفت غذاي چيستا خانم مهمتره. راسته كه مي گن پسر
بي وفا اند. ببين با من چيكار مي كنن.  

شب هم رفتيم هايپر كه كلي بهش خوش گذشت.

اينم عكس باربدي آقا براي اولين بار رفته بود شمال.در تاريخ 24/2/1389

http://turboupload.com/7dkddxakg3wd

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باربدي آقا می باشد