كار كردن
خونه بوديم و حموم رفتيم و با هم كلي بازي كرديم و شب با بابايي رفتيم خونه مامان بزرگ. ابنروزها مامان بزرگ خيلي كار داره. مي رم كه مثلاً بهش كمك كنم ولي از دست باربدي آقا .... . اونجا يا داشت برنج مثلاً پاك مي كرد. يا داشت پياز پوست مي كند. حسابي كار مي كرد. رسماً ديوانه ام كرد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


كار كردن
